جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

استانبول

    دلم مثه روزای پاییزیه دلگیر و عمگین ..

    امروز حال و هوای مهرانم از صبح باهامه .. تپش قلب دارم از صبح . رسیدم به یه انتخاب سخت ، مورد ازدواج برام چند تایی پیش اومد، اون که براتون گفتم کنسل شد .. الان یه خواستگار دارم که مدتها بود از عید خانوادش مطرح کرده بودن ، خوبه ادم متشخصیه ، شیکه مودبه ، سنش هم همسن و ساله مهرانه .. حرف ازش زیاد دارم اماااااااا

    امااااااااااااا مهران نمی ره از ذهنم ..

    خواستگارا به مرحله بله برون رسیدن ولی من نمی تونم بله بگم خدا کمکم کنه .. از همیشه اوضاع احوالم بدتره ...

    سفر بودم رفته بودم با دوستام و خانوادشون استانبول چند روزی .. دیشب اومدیم ، استانبول  خیلی دوست داشتنیه و ازون دوست داشتنی ترم مرکز خریداش بود که همه چیش ایندریممم !! بوددددد ..

    دیفکتو کتان اچ اند دی !!! ال سی واکی کی .. خیلی می شه خرید کرد ازشون .. کلی بدلیجات خوووووووووشگل بود .. خوش تیپن این ترکیه ایاااااااااا همه چیشون ست و مرتب ..

    با پول کم خریدای خوبی کردم ! از خودم راضیم .. 4 تا شلوار و 4-5 بلوز و 3 تا کفش و بدلیجات و .. پیشنهاد می کنم برید ! پروازمون با اطلس جت بود هواپیمایی ترک اما راضی نبودم به نظرم حرفه ای نبود..

    من برم شلوغم مثه همیشه

     

    دوست عزیز m  این جملت به دلم نشت :

    تجربه بهم ثابت کرده یه علف هرز همیشه هرزه سبز نمیشه باید علفای هرزو کند....

    مهران من بد نبود علف هرز نبود .. این درده برام :(


     


    این مطلب تا کنون 18 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 31 شهريور 1393
    منبع
    برچسب ها : نبود ,دوست ,
    استانبول

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 10 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر